ترجمیک لگال
لیست
{{item.fa_name}}

جست‌و‌جوی دقیق برای معنی bond در واژه‌نامه ترجمیک

زمان جستجو: ۰.۰۰۱ هزارم ثانیه

درباره واژه‌نامه ترجمیک
لایک۰ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[اقتصاد و بازرگانی]
اوراق قرضه



معنی bond, معنی دخئی, معنی bond, معنی اصطلاح bond, معادل bond, bond چی میشه؟, bond یعنی چی؟, bond synonym, bond definition,
معنی supernantant, معنی مخلوط, ترجمه مخلوط به انگلیسی, معنی رخنه‌ کردن‌ در، بزور بازکردن‌، نیرو، فشار موتور فرو کردن‌، انداختن‌، پرتاب‌ کردن‌، چپاندن‌، سوراخ‌ کردن نیروی‌ پرتاب‌، زور، فشار , ترجمه رخنه‌ کردن‌ در، بزور بازکردن‌، نیرو، فشار موتور فرو کردن‌، انداختن‌، پرتاب‌ کردن‌، چپاندن‌، سوراخ‌ کردن نیروی‌ پرتاب‌، زور، فشار به انگلیسی, معنی معاونت, ترجمه معاونت به فارسی, ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی، ترجمه مقالات انگلیسی